زبان ما

به نگاهی که به گاهی
شاید
زبان من ۇ توست

تو سخن گوی
شاید
شنوم از جانم
ز درون سینه
ز نگاهت رازی

آنچه مژگان سیاهت گوید
پاسخ من این است :
جان ناچیز فدای
تو ۇ چشمان ۇ نگاهت . . .

از دفتر فصلی دیگر

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر